قالب پرشین بلاگ


Pic & Poem
شعر و تصویر
آدم
 
همیشه بخاطر نقطه ضعف هایش تو دردسر می افتد.
 
مگسها باید چیزهای چسبناک را خیلی دوست داشته باشند
  
 شب پره ها شعله را
 
و
 
 آدمها
 
عشق را ...
 
 
 

هربر لوپوریه / ترجمه احمد شاملو

+عنوان از سید مهدی موسوی


برچسب‌ها: عشق, درد
[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 19:25 ] [ لیلی ]

موی بشکافی به عیبِ دیگران
ور بپرسم عیبِ تو، کوری در آن

ذره بين گذاشته بر يافتن نقص ديگرى

عطار

 

* هماهنگی شعر و تصویر از اینجا ست. البته ایشان نوشته اند:

       موی بشکافی به عیبِ دیگران چون به عیبِ خود رِسی، کوری ز آن... از مولوی.

منتها من در جستجو، هم به مولوی رسیدم هم عطار اما چون شعر عطار كامل تر بود و در گنجور هم آمده بود، آن را آوردم. (كامل شعر عطار را در گنجور بخوانید)

 

* احادیث خوبی در این زمینه آمده. من احادیثی را از حضرت امام علی علیه السلام که بیشتر به موضوع میآمد، میآورم:

«من بَحَثَ عَن عُیوبِ النّاس فَلیَبدَء بِنَفسِه». غررالحکم، ج 2، ص 194 و 837

کسی که در پی کنجکاوی و تفتیش از عیوب مردم است باید اول از (عیب) خودش شروع کند.

«مَن نَظَر فی عَیبِ نَفسِه اشتَغَل عَن عَیبِ غَیره». نهج البلاغه، حکمت 349

هر که در عیب خود نگرد، عیب جویی دیگران از نظرش برود.

«طُوبی لِمَن شَغَلَهُ عَیبُهُ عَن عُیوبِ الناس».  ابن ابی الحدید، ج 20، ص 296

خوشا به حال کسی که توجه به عیبش او را از توجه به عیب‏های مردم باز دارد.

«أعقَلُ النّاسِ مَن کانَ بِعَیبِهِ بَصیراً، و عَن عَیبِ غَیرِهِ ضَریراً».  غررالحکم، ج 1، ص 201 و 409

خردمندترین مردم کسی است که بینای عیب خویش و نابینای عیب دیگری باشد.

«أَکبرُ العَیبِ أن تَعیبِ ما فیکَ مِثلُه».  نهج البلاغه، حکمت 353

بزرگترین عیب آن است که آنچه را که خود داری، بر دیگران عیب شماری.

 

 

* این بیت هم آشنای خیلی ها باید باشد:

عیب کسان منگر و احسان خویش .... دیده فرو کن به گریبان خویش ... نظامی

 

 

* برای شروع هفته... باشد که بیشتر حواس مان باشد... 


برچسب‌ها: من, شعر کلاسیک
[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 12:40 ] [ نجوا ]
خانه ات آبادان
به تن خشک شقایق نیز
قطره ای عشق ببار
تا دل پرخونش، کمی آرام شود

«بهروز پیروزیان(بی نشان)»

* عکس را در حیاط مسجدی در قزوین گرفته ام
* کامل شعر در ادامه مطلب


برچسب‌ها: تو, شقایق, باران, عشق
ادامه مطلب
[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 10:9 ] [ فخری سادات ]

روی در حریم تو زیبا نوشته اند:
"اینجا حریم دختر پیغمبر خداست

اینجا به احترام قدم نه - که از شرف
گیسوی حور و بال ملک فرش زیر پاست 

اینجا مس تو را به نگاهی طلا کنند 
تا اسم اعظم است چه حاجت به کیمیاست"

حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

علی اکبر لطیفیان

‏* کامل شعر را از اینجا بخوانید و تصوير با كيفيت بالا را از اينجا ببينيد.

* عنوان هم برگرفته از شعری از یوسف رحیمی ست.

* اصل انتخاب هم با ايشان بوده :)

* برچسب مربوطه


برچسب‌ها: حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 5:59 ] [ نجوا ]

قلاب بیانداز که غرقیم در این بحر
بی طعمه به صید تو درآییم از این دهر

دخترک در دریا، بین ماهی ها، در حال غرق شدن

* همینجوری نوشته ها تحتِ تأثیرِ تصویر


برچسب‌ها: دریا, من, تصویر فانتزی
[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 0:8 ] [ نجوا ]

هوایم بی تو همچون حال ورزشکار دلخونی­ست

که در دیدار پایانی به اسرائیل بر خورده

 


                                                                                                                               سید سعید صاحب علم

کامل عنوان :

حالم بد است مثل زمانی که نیستی

       دردا که تو همیشه همانی که نیستی (غلامرضا طریقی )


برچسب‌ها: نبودن, تو, رفتن, درد
[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 17:55 ] [ لیلی ]

من و تو، خسته و ناچار، بودیم

دو تا گنجشک بی آزار، بودیم

چرا اینگونه ما را تلخ كردند؟

زمستان را كجا بی يار بودیم؟

دو گنجشك نشسته بر شاخه

* اصل دوبیتی از سیدحبیب نظاری ست، اما چون بیت دومش خیـلی به عكس انتخابی ام نمیآمد، كمی دست بردم در شعر. ببخشید دیگر! اصل شعر هم چنین است:

من و تو، خسته و ناچار، در شهر .... دو تا گنجشک بی آزار، در شهر

دعا کن لااقل بعد از من و تو .... نروید این همه دیوار در شهر!


برچسب‌ها: من و تو, گنجشک, زمستان
[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 17:10 ] [ نجوا ]

صیاد! دل از کف شده، تا کی به کمینی؟
آهو نگران است، بزن تیر خطا را!‏

آهوی ترسیده فاضل نظری
کامل غزل


برچسب‌ها: دل, عشق, غزل
ادامه مطلب
[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 10:5 ] [ نجوا ]

سینه ی تنگِ من و بار غم تو ای دوست
مردِ این بارِ گران نیـست دلِ مسکیـنم

دو پرنده در كنار هم

برگرفته از اين غزل جناب حافظ
عنوان هم از اين غزلش


برچسب‌ها: من و تو, عشق, غم, تصویر فانتزی, شعر کلاسیک
[ پنجشنبه سی ام مرداد 1393 ] [ 10:20 ] [ نجوا ]

آن عشق کـه در پـرده بمـاند؛ به چـه ارزد؟

عشق است و همین لذت دیدار و دگر هیچ

 

دو خرس مقابل هم

حکیم شفائی

 

ت.ن: اول كه تصویر رو دیده بودم، این دو بیت شعر ابتهاج رو زمزمه كردم كه:

نشود فاش كسی آنچه میان من و توست/ تا اشارات نظر، نامه‌رسانِ من و توست

گوش كن با لب خاموش سخن مـی‌گویم/ پاسخم گو به نگاهی كه زبانِ من و توست

بعد اما به نظرم آمد آن دو بیتِ شعر فخرالدین عراقی هم به تصویر میآید كه:

آشکارا نهان کنم تا چند؟/ دوست می‌دارمت به بانگ بلند 

دلم از جان خویش دست بشست/ بعد از آن دیده بر رخ تو فکند

وقتِ گذاشتن اما، یكهو همین بیت بالا به ذهنم آمد كه تك بیت هم دیده بودمش. حتی یک بیتی هم از "افضل ثابت" یادم آمد برای عنوان که میگه:

گفتمش قتل منِ خسته چه سان خواهی کرد؟/ گفت: گاهی به تغافل؛ به نگاهی گاهی

یعنی همه شون خوب بودن به نظرم و انتخاب سخت بود. حتی برا عنوان. این شد که اینطور آوردم.

آخر هم اینکه از این تیپ تصاویر حیوانات، خوشم میآد. بامزه ند و فانتزی. نگرانی هم از بابت عاشقانه و تصویرش ندارم بعدش ;)


برچسب‌ها: عشق, دوست داشتن, نگاه, تصویر فانتزی, شعر کلاسیک
[ چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 ] [ 19:42 ] [ نجوا ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اشعار و گفته های اشخاص؛ درهنگام تداعی شان در فضایِ خیال، انگیزه ای شد برای افتتاحِ این بلاگ...
موضوعات وب
برچسب‌ها وب
تو (393)
عشق (140)
رفتن (117)
امید (78)
من (59)
غزل (53)
درد (49)
دریا (42)
باد (37)
گل (35)
برف (33)
گریه (33)
گیسو (30)
سبز (28)
چای (27)
ماه (26)
غم (24)
ماهی (22)
شب (22)
چتر (22)
جاده (21)
انار (20)
آغوش (20)
چشم (20)
درخت (19)
محرم (18)
مرگ (18)
دل (14)
مادر (14)
نگاه (14)
خیال (13)
برگ (13)
کافه (12)
سیب (12)
اشک (12)
موج (12)
خدا (11)
فراق (11)
دوری (10)
خواب (10)
آرزو (10)
آب (8)
جنگ (7)
رقص (7)
قفل (7)
لینک های مفید